![]() | |
| |
ایران از لحاظ تنوع آراء، عقاید، حضور ادیان - مذاهب و فرق مختلف، نمونه تمدن و فرهنگی کهن است که در بطن ساختار اجتماعی آن، اقلیتها و دیگر مذاهب اسلامی در کمال آزادی رشد و بالندگی داشته اند.
با وجود این که مذهب شیعه و جغرافیای سیاسی شیعه در قلب خاورمیانه قرار گرفته است اما در کنار آن، ادیان و مذاهب متفاوت، یا به تعبیری موزاییک مذاهب رشد و نمو خوبی داشته است. غیر از دین مبین اسلام سه دین دیگر وجود دارد که جزء اقلیتها بوده و در ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران به رسمیت شناخته شدهاند. این ادیان عبارتند از: 1ـ اقلیت زرتشتیان، 2ـ اقلیت کلیمیان، 3ـ اقلیت مسیحیان همچنین در کنار اقلیتهای ذکر شده، دیگر مذاهب اسلامی به نسبت کم یا زیاد، حقوق خاصی را در نظام جمهوری اسلامی به خود اختصاص دادهاند.هر کدام از آنها دارای پیروان و معتقداتی هستند که دین خود را بر حق میدانند و مناسک عملی خاص خود را انجام می-دهند. آنها در طول زمان ضمن تثبیت هویت اعتقادی و تاریخی خود، توانسته اند جایگاه تاریخی - اجتماعی و فرهنگی کم و بیش مستقلی در دنیای امروز پیدا کنند و به شکل یک اقلیت در میان مذهب شیعه در نظام جمهوری اسلامی ایران باقی بمانند. از سوی دیگر نظام جمهوری اسلامی ایران این شرایط را برای اقلیتها فراهم کرده است که فعالیتهای اجتماعی – فرهنگی دینی – سیاسی و ... خود را در سایه دولت اسلامی انجام دهند. این فعالیتها تا جایی از اعتبار برخوردارند که با مبانی نظام جمهوری اسلامی ایران در تضاد نباشند. اکثر این اقلیتها در مناطق مختلف کشور از جمله تهران، اصفهان، کرمان، یزد، سیستان بلوچستان، خوزستان زندگی میکنند و دارای مطبوعات، روزنامه، ماهنامه، انجمنها، شوراها و کانونهای اجتماعی، مدارس و آموزش، مراکز ورزشی و ... هستند. همچنین آنها پنج نماینده در پارلمان ایران دارند. سه کرسی به اقلیت مسیحیان تعلقگرفته که دو کرسی در اختیار ارامنه و یک کرسی در اختیار آشوریهاست. اقلیت یهودیان یک نماینده و اقلیت زرتشتیان نیز یک نماینده در مجلس شورای اسلامی ایران دارند. آنها هم چنین در انتخاب اعضای مجلس خبرگان رهبری که انتخاب ولی فقیه یا رهبر انقلاب از مهمترین مسئولیتهای آن است، مشارکت دارند. همچنین میتوان از دیگر مذاهب اسلامی نام برد که در جداره های مرزی ساکن هستند. آزادی آنها بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به میزان قابل توجهی افزایش پیدا کرده است و توانسته اند در همه عرصه های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی حضور پررنگتری داشته باشد.آنها در ایران بیش از 15 هزار مسجد دارند که این تعداد بیشتر از مساجد شیعیان است یعنی به ازای هر 500 نفر از هموطنان دیگر مذاهب اسلامی یک مسجد وجود دارد که این نشان میدهد از سهمی دو برابری مساجد در جمهوری اسلامی ایران برخوردارند. به عنوان مثال تعداد مساجد دیگر مذاهب اسلامی در تهران 9، سنندج 141، سیستان و بلوچستان 5816، زاهدان 369 مسجد میباشد.همچنین آنها تقریبا نزدیک به 340 مدرسه علوم دینی دارند که حدود 37 هزار طلبه و روحانی سنی در سطوح مختلف در آن فعالیت میکنند. امام خمینی(ره) در سال 57 طی مصاحبهای با مجلهای آلمانی، گفتند: دین اسلام بیش از هر دین و مسلکی به اقلیتها آزادی داده است. ایشان با اشاره به اینکه آنها باید در کشورهای اسلامی از حقوق طبیعی خودشان که خداوند برای همهی انسانها قرار داده است بهرهمند شوند، اظهار داشتند، تمام این اقلیتها در حکومت اسلامی میتوانند به کلیهی فرائض مذهب خود آزادانه عمل کنند و حکومت اسلامی موظف است از حقوق آنان محافظت نماید. از این رو بود که قانون اساسی در بندهای دوازدهم، سیزدهم، چهاردهم، بیست و سوم، بیست و ششم به بحث رعایت حقوق اقلیتها، دیگر مذاهب اسلامی و تبعیض قائل نشدن نسبت بین آنها پرداخته و حضور آنها را در جامعه به صورتهای موفق و دائمی پذیرفت. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در بندهای ذکر شده حقوق سیاسی – مدنی را برای آنها تعریف کرده و تصریح نموده است که آنها در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی اعم از ازدواج، طلاق، وصیت، بر اساس آیین خود عمل میکنند. این امر نشان از آزادی عقاید و باورهای آنها در نظام جمهوری اسلامی ایران دارد. با وجود این که اقلیتها و دیگر مذاهب اسلامی از لحاظ جمعیتی کم هستند، حاکمیتی در دست ندارند و تفاوت نژادی، ملی، فرهنگی و یا تفاوت مذهبی با مذهب شیعه در ایران دارند، اما اصول مندرج در قانون اساسی به آنها حق آزادی بیان، عقیده و برخورداری از حقوق سیاسی – مدنی یکسانی داده است، همین امرباعث شده که اقلیتها و دیگر مذاهب اسلامی به عنوان یکی از مهمترین عناصر سازندهی امت اسلامی در نظام جمهوری اسلامی ایران باقی بمانند.. باوجود تفاوتهای مذهب، ایران توانسته است تعامل مثبتی را با اقلیتها و دیگر مذاهب اسلامی برقرار کند. مسالمت و همزیستی که میان آنها با نظام جمهوری اسلامی ایران وجود دارد بیش از سایر دیگر ملل جهان خودنمایی کرده است. این تعامل سازنده در نظام جمهوری اسلامی ایران نه تنها الگویی برای دیگر کشورهای منطقه و جهان شده بلکه به صورتی سمبلیک در ساختار جامعه امروز نهادینه شده است. این در حالی است که این اقلیتها و دیگر مذاهب اسلامی در سایر کشورهای جهان از حقوق سیاسی – مدنی ضعیفی برخوردارند و نظام حاکم در این کشورها، آنها را به طور کامل به رسمیت نمیشناسد. نمونه ای از این دست، امریکا است. در قانون اساسی این کشور با وجود این که بر آزادی مذهبی تاکید بسیار شده است اما این مولفه در این کشور اجرا نمیشود. اقلیتها و دیگر مذاهب اسلامی که در این کشور زندگی میکنند با تبعیض مذهبی مواجه هستند و از حقوق سیاسی – مدنی مانند دیگر اقشار بهره مند نمیگردند. این در حالی است که امریکا و کشورهای مدعی حقوق بشر و رسانه های تحت پوشش آنها سعی دارند تا با هجمههای گسترده علیه ایران، دیدگاه اقلیتها و دیگر مذاهب اسلامی را در قبال دولت ایران خدشه دار سازند. آنها مدعی هستند در ایران وضع مناسبی ندارند، حقوق سیاسی – مدنیشان به طور مداوم نقض میشود و ..... اما با کمی تامل و تحقیق میتوان به این واقعیت رسید که آنها در ایران از حقوق مساوی با مسلمانان برخوردارند و ساختار سیاسی – اجتماعی ایران کوشیده است تا جایی که شرایط اقتضا میکند از حقوقی تقریبا یکسانی نسبت به مسلمانان برخوردار باشند. از سوی دیگر امکاناتی که اقلیتها و دیگر مذاهب اسلامی جامعه امروز ما از آن بهرهمند هستند به هیچعنوان برای اقلیتها و دیگر مذاهب در اروپا و آمریکا فراهم نیست. این خود گواهی است دال بر احترام کامل به حقوق دیگر اقشار و مذاهب در نظام جمهوری اسلامی.
در پایان میتوان گفت با وجود این که بحث رعایت حقوق اقلیتها، دیگر مذاهب اسلامی و تبعیض قائل نشدن نسبت بین آنها از اموری است که امروزه مورد توجه نهادهای بینالمللی حقوق بشر قرار دارد، اما کمتر کشوری توانسته به این مهم پایبند باشد و حقوق اقلیتها و دیگر مذاهب اسلامی را به رسمیت بشناسد. جمهوری اسلامی ایران را باید در صدر کشورهایی نام برد که توانسته این حقوق را برای قشر خاصی رعایت کند. آنها در نظام جمهوری اسلامی تا به امروز توانستهاند در سایه حاکمیت نظام اسلامی در ایران به راحتی زندگی کنند و مانند دیگر افراد جامعه از حقوق مادی – معنوی یکسانی برخوردار باشند.به عبارتی آنها با بافت مردمی ایران عجین شده اند. از این رو به رسمیت شناختن حقوق مدنی و سیاسی آنها، به منزله دفاع از حقوق مدنی و سیاسی شیعیان، در سراسر جهان است.
|